أبو الحسن الشعراني

423

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

ندارم ، چندانى كه از گناه پاك شوند و آتش گناه ايشان بخورد . آن‌گه منادى ندا كند كه بيرون آرى هر ختنه كرده را از فرزندان يعقوب ، ما را بيرون آرند عند آن ، فذلك قوله : لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً . « 1 » علّامه شعرانى : اگر جهودان و ترسايان مىگفتند : فضل و شرف نزد خدا به طاعت فرمان اوست و نژاد عالى دخل در تقرّب به او ندارد ، به مذهب اسلام بودند و دين انبيا از ابراهيم و اسحاق و يعقوب و ديگران همين بود ، يعنى دينشان دين اسلام بود و اينان از اسلام بيرون شدند ؛ چون كرامت نزد خداى تعالى را نژاد دانستند نه به طاعت فرمان حقّ ، چنان‌كه پيش از اين در معنى اين‌كه اسلام دين انبيا بود ، گفتيم . « 2 » نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ . « 3 » مؤلف : آن معنى كه چون پدر عيسى باشد ، به مثابهء آن باشد كه پدر ما بود كه ما از يك جنسيم ، چنان‌كه قبيلهء هذيل را شعرا خوانند و اگرچه همه شاعر نباشند و عرب گويد : فعلنا كذا و قتلنا فلانا و قال شاعرهم : « و نحن حفزنا الحوفزان بطعنة » . علّامه شعرانى : حوفزان لقب مردى است به دلاورى مشهور و حفز به معنى راندن از پشت ؛ يعنى ما حوفزان را به نيزه زديم و از پشت رانديم . و مصرع دوم اين است : « سقته نجيعا من دم الجوف آنيا » ؛ يعنى طعنه كه او را از خون تازه و گرم درون او سيراب كرد . « 4 » يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ . « 5 » مؤلف : حسن بصرى گفت : اين فترت كه ميان عيسى بود و پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله ، ششصد

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 80 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 153 . ( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 18 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 153 . ( 5 ) . مائده ( 5 ) آيهء 19 .